پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید : آیا سردت نیست؟
ادامه مطلب ... 
نقاش نیستم ولی
تمام لحظه های بی تو بودن را
درد می کشم...
.
لب هایت طعم سیب می دهند !
میخواهی آدمم کنی؟

خورشید هم خیانت میکند
این روزها صبح ها دیرتر مى آید وعصرها زود مى رود!
.
آدمهای تنهایی رو می شناسم که همه ی دلیلشون برای تنهایی
نگرانی از تنهاتر شدن است!!!!
در قانون عشق
بر خلاف رسم زندگی
قلبها ربودنی
سارق ستودنیست . . .
.
شاید اگر انسانیّــــــــــــت هم مارک دار بـــــــــــــود
خیلی از آدم ها به تن می کردند …
ادامه مطلب ...
ابتدا یک ماشین حساب آماده کنید.ماشین حساب موبایل هم می شود.
۱-هفت رقم شماره ی تلفن خود را در نظربگیرید.
یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل،جای اینکه از جاده اصلی بیاد،
یاد باباش افتاده که می گفت جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه .
من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی 20 کیلومتر از جاده دور شده بودم
روز میلاد تو، روزصدور شناسنامه عشق است! عشق من تولدت مبارک
.
تولد تکرار امیدواری خداوندی است ، یاداوری این تکرار بر شما گرامی باد
ادامه مطلب ...