کَم آوَرבه ام …!
خـבایـ ـا اَعـ ـصابٍ مَن
فاحـ ــشـﮧ نـ ــیست
کـﮧ روز وَ شَـ ـب
مورב تَجـ ـاوز قـَ ـرارَش میـבهند
.
.
.
تنها نشسته ام و چای مینوشم و بغض میکنم
هیچکس مرا به یاد نمی آورد
این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی
و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم . . .
.
.
.
خدایا مرا چه طعمی آفریدی
که همه از من زود سیر میشوند . . .
.
.
.
ڪـا ش میشـد
خودمو یـﮧ جایی جا بذارم
و
برگـردم ببینم…
دیگه نیستم
.
.
.
پروانه ی من در تاری افتاده است که؛
عنکبوتش “سیر” است؛
نه می تواند پرواز کند؛
نه می میرد …!
عشق زیباست
اما وقتی بی وفائی را دیدی عشق را مجازات نکن
•
•
•
کسى که کردارش او را به جایى نرساند
افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید
•
•
•
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد
•
•
•
بی شعوری یعنی لطف دیگران را وظیفه ی آنان پنداشتن
•
•
•
دختری نباش که به مردی نیاز داره
دختری باش که مردی به اون نیاز داره
و این دو باهم خیلی متفاوتند
فروردین: مهم نیست که از آنچه که امروز می خواهید چقدر آگاه هستید؛ مهم این است که به قضاوت خود تردید دارید. تجدید نظر کردن درباره اینکه تصمیم اخیرتان درست است یا نه مشکل واقعی شما نیست. مشکل ناتوانی شما در دیدن عواقب مسائل و تصمیماتی است که می گیرید. همچنانکه در زمان حال زندگی می کنید سعی کنید افکارتان را نیز در جهت وسیع کردن افق فکری تان به کار بگیرید. کوشش های شما نتیجه خوبی دربر نخواهد داشت مگر آنکه یک هدف مشخص در ذهن تان داشته باشید.
ادامه مطلب ...
با همه چیز کنار آمده ام ؛
جز باورِ جمله ی آخرِ تو که :
” چیزی بینمان نبوده ”
.
.
.
دلت که گرفته باشد …
شادترین آهنگها روضه خوانی میکنند …
شلوغ ترین مکانها ، تنهاییت را به رخت میکشند …
و شادترین روزها برای تو غمگین ترین روزهاست …
دلت که گرفته باشد ، نغض میشود همه قانونها …
.
.
.
چه انرژی عَظیمی می خواهَد،
کنترل اَولین قطره اَشـــــــ ـــــک برای نَچٍکیدن !
.
.
.
آدمی که غرق شود قطعا می میرد …
چه در دریــــــــــــــا
چه در رویــــــــــــــا
.
.
.
اس ام اس دلشکسته
گاهـــــــــــــی آنچنان مزخرف می شــــــوم
که برای دیگـــــــــران قابل درک نیستـــم…
حتی عزیــــــــــزترین کســــانـــــم را از خــــــــــــودم می رانم
اما در آن لحظه در دلــــــــــم آرزو دارم بگـــــــــویند:
” می دانم دســــــت خودت نیست، درکــــــــت می کنم ”
به باغم یاسمن بودی چه میشد؟
عروس این چمن بودی چه میشد؟
چرا چون باد رفتی از کنارم؟
همیشه مال من بودی چه میشد ؟
.
.
.
رها کردی چرا دست دلم را؟
به خاک و خون کشیدی حاصلم را
مرا تو میکشی صدبار در روز
ولی من دوست دارم قاتلم را
.
.
.
سراسر خواب من کابوس ، کابوس
بی رفیق ندارم در شبم فانوس ، فانوس
.
.
.
حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛ اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی …