اس ام اس جدید-ساحل خنده-جدیدترین اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس عاشقانه-اس ام اس خنده دار-اس پ نه پ

اس ام اس جدید-ساحل خنده-جدیدترین اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس عاشقانه-اس ام اس خنده دار-اس پ نه پ

اس ام اس جدید-ساحل خنده-جدیدترین اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس عاشقانه-اس ام اس خنده دار-اس پ نه پ

اس ام اس جدید-ساحل خنده-جدیدترین اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس عاشقانه-اس ام اس خنده دار-اس پ نه پ

متن عاشقانه زیبا

 

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود

باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود

 

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند

دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

 

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای

از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

 

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم

آیا کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟

 

می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها

دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

 

تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند

این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود.

کاش می شد که من

پروانهء باغ رو یا های تو باشم

اگر نمی خواستی بچسبانی ام

به کلکسیون آرزوهای ِ دست یافته ات،

می شد که تو

شهسوار رویاهای من باشی

اگر  نمی خواستم محبوست کنم،

در کاخ توقعات ِ بر نیامده ام

می شد که ما

تصویر زیبای عشقی بی تمام باشیم بر دیوار ناممکن ها

اگر یاد گرفته بودیم

عاشقی را

 

ALIPAP***ALIPAP****ALIPAP*****ALIPAP

 .

.

.

.

غاری یک نفره ام

در طبقه ی دوم آپارتمانی

در محله ای شلوغ

صبح ها

بیرون می زنم از خودم

دنبال کوهی

که جا برای غاری یک نفره داشته باشد

شب ها

بر می گردم به خودم

آتش روشن می کنم

و روی دیواره هایم

طرحی می کشم

از معشوقه ای

که ندارم

.

.

.

.

بازگشتن آرامم نمی کند

حتا به شعر

راه رفتن آرامم نمی‏کند

که نخواست همگامم باشد آن دیگری

اما چه بگویم

وقتی زخم‏ها در شعرم متولد می‏شوند

 

و اندامم در کلمات آرامش می‏یابند

تار است کلماتی که به آن دلبسته‏ایم

سرد‏ است روزهایی که در آن زندگی می‏کنیم

و خبری نیست از مقصدی که پیش رو داریم

.

.

.

برایت  

دلتنگی عصر پاییز را می فرستم  

مثل کلاغ های دم غروب  

هیچ جا نیستم فقط گاهی  

یکی از پرهایم می افتد  

.  

.  

.  

کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن  

یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت. 

 اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت،  

اطمینان خاطر و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند و هدیه ها،  

عهد و پیمان معنی نمیدهند.  

و شکستهایت را خواهی پذیرفت سرت را بالا خواهی گرفت  

با چشمهای باز با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه  

و یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازی  

که خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیست  

و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد کم کم یاد میگیری 

 که حتی نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.  

بعد باغ خود را میکاری و روحت را زینت میدهی  

به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.  

و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی… که محکم هستی…  

که خیلی می ارزی.  

و می آموزی و می آموزی با هر خداحافظی یاد میگیری  

.  

.  

.  

.  

وقتی شقیقه هایم  

از تحمل زخم های کهنه تیر می کشند  

مجبور می شوم به دورترین عزیزترینم  

با بلندترین صدا بیندیشم …

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد